تاثیر روشهای مختلف کاربرد پکلوبوترازول بر رشد و گلدهی ختمی و آفتابگردان
مقدمه
در زندگی شهر نشینی امروزی و دغدغههای فکری و روحی نیاز به فضای سبز بیشتر از پیش احساس میشود که در فضای سبز وجود چمن ها ، درختان زینتی و گلها طراوت و زیبائی خاصی را ایجاد می کنند اما برخی از گلها و گیاهان از برخی لحاظ دارای صفات منفی بوده که می توان آنها را مواد شیمیایی خاص صفت منفی آنها را تقلیل داد و راندمان آنها را در فضای سبز افزایش داد.مثلا پابلند بودن برخی از گلها و گیاهان زینتی علاوه بر نامطلوب نمودن منظر،مشکلاتی همچون عدم مقاومت در برابر باد و غیره را به دنبال داردهمچنین با استفاده از تنظیم کننده های رشد میتوان در عمل نوعی مقاومت به تنش های محیطی را در گیاه القاء نمود و با توجه به روند توسعه فضای شهری و شهرسازی و نیز حرکت به سوی فناوری پیشرفته نباید این نکته را نادیده گرفت که هدف استفاده از فناوری های نو در تمامی موارد، کمک به انسان در جهت برطرف کردن هر چه راحت تر و ساده تر نیازهایش می باشد، از این رو برای به حداقل رساندن این مشکلات زندگی انسان ها و بهبود کیفیت زندگی به ناچار باید دست به دامان طبیعت شد بدین صورت که باید بتوان گیاهان مقاوم و زیبا را به راحتی مورد استفاده قرار داد و به عبارت دیگر طبیعت را با استفاده از فناوری های جدید به شهر آورد که کنترل رشد رویشی با استفاده از کند کننده های رشد یکی از فناوری های بسیار مهم در کشاورزی است. شاید استفاده از کند کننده های رشد در هیچ بخش کشاورزی بیش از محصولات تجاری گلکاری گسترده نباشد که کنترل ارتفاع عمده ترین کاربرد این مواد در گلکاری می باشد. در بعضی از گیاهان زینتی کنترل اندازه رشد رویشی و کاهش اندازه گیاه به منظور افزایش قابلیت فروش ضروری است. اما این کار باید بدون اعمال اثرات جانبی غیر مفید بر روی گیاهان دیگر انجام گیرد. تنظیم کننده های رشد به 3 دسته کلی تسریع کننده های رشد، کند کننده های رشد و بازدارنده های رشد تقسیم می شوند که شامل:
1-1- تاخیر دهندههای رشد گیاهی
تعدادی از مواد تاخیر دهنده رشد گیاهی وجود دارند که برای محدود ساختن رشد گیاه قابل دسترس میباشند و عمومی ترین و قابل استفاده ترین گروه از این مواد شامل ترکیباتی هستند که از بیوسنتز جیبرلین جلوگیری میکنند.
بازدارنده های بیوسنتز جیبرلین شامل :
1-1-1- ترکیبات آنیومی :
عمومی ترین ترکیبات آنیومی مورد استفاده سایکوسل و کلرید جیوه می باشند. جلوگیری از چرخهای شدن گرانیل – گرانیل پیروفسفات به کوپالیل پیروفسفات اولین تغییر، عمل ترکیبات آنیومی تاخیر دهنده رشد گیاهی می باشد که منجر به جلوگیری از تشکیل جیبرلین می شود. گیاهان تیمار شده با ترکیبات آنیومی دارای میانگرههای فشرده شده و برگهای سبز و ضخیم تر نسبت به گیاهان شاهد میباشند. علاوه بر این نشان داده شده است که گیاهان تیمار شده با ترکیبات آنیومی نسبت به گیاهان تیمار نشده، شرایط خشکی را بهتر تحمل می کنند. راههای احتمالی متعددی برای این منظور بیان شده است که شامل کاهش در سطح برگ توسط این ترکیبات می باشد که در نتیجه باعث کاهش سطح تعرق گیاه و به موجب آن باعث کاهش از دست رفتن آب می شود. CCC می تواند باعث مسدود شدن روزنه ها شود که این ممکن است باعث کاهش تعرق شود.
2-1-1- پیریمیدینها :
دو گروه از عمومی ترین ترکیبات تاخیر دهنده رشد پیریمیدینی که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند شامل آنسیمیدول، فلورپریمیدول می باشند. اولین روش عمل ترکیبات بازدارنده رشد پیریمیدینی جلوگیری از تشکیل سیتوکروم 450 P- می باشد که این ساختمان باعث کنترل اکسیداسیون کائورون به اسید کائورنیک می شود. اثر عمده ترکیبات پیریمیدینی تاخیر دهنده رشد، جلوگیری از بیوسنتز جیبرلین می باشد. تاخیر دهنده رشد گیاهی پیریمیدینی دارای اثر کمی بر روی فتوسنتز می باشد اما معلوم شده که آنها باعث کاهش در جذب آب می شوند.(7)
3-1-1- تریازولها :
این مواد گروه بسیار فعالی از ترکیبات شیمیایی بازدارنده رشد گیاهی و از مهمترین تنظیم کنندههای رشد تجاری هستند و همگی دارای یک کلروفیل و یک گروه 2،1 تریازول هستند (14). در واقع تریازولها بزرگترین و مهمترین گروه ترکیبات سیستمیک هستند که برای کنترل بیماری های قارچی در گیاهان گسترش یافته اند، ترکیبات تجاری هر دو خصوصیت ضد قارچی و تنظیم رشد گیاه را دارند (15). تریازول ها از فعالترین کند کننده های رشد هستند که از طویل شدن ساقه جلوگیری می کنند واضح ترین پاسخ گیاه به این ترکیبات کاهش طویل شدن میانگره و در نتیجه کاهش ارتفاع است(15). مکانیزم عمومی فعالیت تریازول ها جلوگیری از بیوسنتز جیبرلین و بیوسنتز استرول است (16). یکی از ترکیبات ویژه که در مسیر ایزوپرنوئید ساخته می شود و تریازول ها از سنتز آن جلوگیری می کنند، جیبرلین است. خاصیت هورمونی تریازول ها، تعدیل هورمون های مهم شامل جیبرلین، آبسیزیک اسید و سیتوکنین است. تاثیر اصلی تریازول ها وابسته به تعادل متحرک این هورمون ها در مرحله خاصی از رشد و نمو این گیاهان است. تریازول ها در سه مرحله اول مسیر اکسیداسیون انت کورن دخالت کرده و از تشکیل انت کورنول، انت کورنال و انت کورنوئیک اسید جلوگیری می کنند و تاثیری بر مراحل بعدی این مسیر ندارند. مداخله ایزوفرمهای مختلف آنزیم کورن اکسیداز منجر به جلوگیری از بیوسنتز جیبرلین و کاتابولیسم آبسیزیک اسید می شود. در گیاهان تیمار شده با ترکیبات تریازولی، غلظت کمتری از مواد شبه جیبرلین یافت میشود، این مساله از نقش بازدارندگی تریازولها از سنتز جیبرلین، حمایت می کند، همچنین خاصیت هورمونی و حفاظت از تنش این ترکیبات با به کار بردن جیبرلین از دست می رود که شاهد دیگری بر این قضیه است(15). تریازول ها ضمن جلوگیری از رشد ساقه در بسیاری از گیاهان باعث افزایش تیرگی رنگ سبز، افزایش ضخامت برگ، کاهش سطح برگ، تاخیر در پیری برگ و کاهش تنفس می گردند. اگر چه مقدار کلروفیل برگ نیز در اثر تریازول ها افزایش می یابد اما اثر کمی بر فتوسنتز دارند و به طور غیرمستقیم آن را تحت تاثیر قرار می دهند(15). گزارشات مختلفی نیز مبنی بر تاثیر ترکیبات تریازولی بر تغیرات هورمونی و فعالیت آنزیم ها و عملکرد ارائه شده است(13). تریازول ها همچنین از سنتز استرول نیز جلوگیری می کنند، میزان محتوای آبسیزیک اسید، اتیلن و اسید ایندول 3 – استیک را کاهش داده و مقدار سیتوکینین را افزایش می دهند(8). افزایش سطوح اسپرمیدین و اسپرمین که از ترکیبات پلی آمینی هستند نیز در برخی موارد مشاهده شده است. تریازول ها در محافظت گیاهان از تنش های مختلف محیط بسیار موثر هستند، تنش های ناشی از آب از مهمترین انواع تنش های غیرزیستی هستند، گیاهان تیمار شده با تریازول ها، آب کمتری مصرف کرده و خشکی را بهتر از گیاهان تیمار نشده تحمل می کنند(15). یکی دیگر از تنش های محیطی، سرما می باشد. در دمای پایین در اثر تولید رادیکال های آزاد اکسیژن غشاء سلولی صدمه می بیند، ترکیبات تریازولی غشاء سلولی را ممانعت و یا کاهش اکسیداسیون حفظ میکنند(15). ترکیبات تریازولی در حفاظت گیاهان از آلودگی های محیطی نیز موثر هستند که نقش آنها در این رابطه ممکن است در نتیجه افزایش آنتی اکسیدان های محلول در چربی باشد. تریازول ها با بستن روزنه ها در اثر افزایش محتوای اسید آبسیزیک از داخل شدن دی اکسید گوگرد به برگ جلوگیری میکنند که البته مکانیزم این عمل هنوز مشخص نشده است(15).توانایی تریازول ها در تنظیم رشد گیاه در مقادیر کم و همچنین عدم ایجاد سمیت، دو مزیت مهم این گروه بر سایر کند کننده های رشد هستند(14). مقادیر بالای این ترکیبات ممکن است باعث پیچش برگ شود اما معمولا کلروز یا نکروز بروز نمی کند. به طور کلی مقادیر نسبتا کمی تریازول ها نسبت به بقیه انواع کند کننده ها برای جلوگیری از رشد نیاز است(14، 15). از آنجا که تریازول ها در کاهش رشد بسیار فعال هستند، میزان مورد استعمال آنها باید با دقت انتخاب شوند تا از تاخیر در گلدهی یا پاکوتاهی بیش از حد جلوگیری شود(14). از مهمترین مواد این گروه شامل پکلوبوترازول، یونیکونازول، تریاپنتانول میباشد که ساختار آنها را در نگاره (الف) مشاهده میکنید.
نگاره 1-1– فرمول های ساختمانی برای 5 بازدارنده رشد تریازولی
4-1-1- پکلوبوترازول:
پکلوبوترازول با نام تجاری بونزای از ترکیبات تریازولی رایج است که به طور وسیعی در کند کردن رشد تعداد زیادی محصولات گلدانی گلدار، گیاهان آپارتمانی، گیاهان یکساله باغچه ای ، درختان میوه ودرختان زینتی به کار می رود (16،9،12). پکلوبوترازول عبارت است دو آنانیتومر (R2 ، R3) و(S2،S3) می باشد به نظر می رسد آنانیتومر (S2،S3) مسئول تنظیم کنندگی رشد گیاهی پکلوبوترازول باشد درحالی که آنانیتومر (R2 ، R3) مسئول فعالیت قارچ کشی است . پکلوبوترازول با جلوگیری از فعالیت کورن اکسیداز از سنتز جیبرلین جلوگیری میکند (17). در واقع این کند کننده رشد باعث توقف فعالیت سیتوکروم 450P مونواکسیجنازوز شده واز اکسیداسیون انت کورن به انت کورنوئیک اسید که یک واکنش سریع در سنتز جیبرلین است جلو گیری می کند (12،13). ممانعت از سنتز جیبرلین منجر به کاهش طول میانگره وسطح برگ وکاهش رشد می شود (13). فعالیت های ثانویه پکلوبوترازول با تغییرات در سطوح داخل آبسیزیک اسید وسیتوکنین وآنتی اکسیدان ها مرتبط است . پکلوبوترازول همانند سایر مواد تریازولی، مقاومت گیاهان را به انواع تنش های محیطی بالا می برد .این کند کننده رشد با کاهش سطح برگ تحمل به خشکی را در گیاهان مختلف افزایش می دهد(15). از دیگر اثرات بسیار مهم پکلوبوترازول افزایش مقاومت به سرما در گیاهان تیمار شده می باشد. افزایش سطح تحمل گیاهان به سرما در اثر کاربرد پکلوبوترازول با جلوگیری از تحلیل چربی های غشاء و افزایش سطوح آبسیزیک اسید مرتبط است(15). پکلوبوترازول در محافظت گیاهان از دمای بالا نیز موثر است. این کند کننده رشد همچنین در افزایش مقاومت به شوری نقش مهمی دارد. تنش شوری در اثر تجمع بالای یون سدیم در برگ ها و ریشه ها و کاهش ذخیره یون پتاسیم رخ می دهد. پکلوبوترازول از تجمع زیاد یون سدیم در بافت های گیاه جلوگیری کرده و مقادیر یون پتاسیم را افزایش می دهد. حلالیت پکلوبوترازول در آب کم و ماندگاری آن در خاک بین 12-3 ماه می باشد(14). حرکت پکلوبوترازول در خاک کم است و به میزان حرکت آب در خاک، میزان رشد و ظرفیت تبادل کاتیونی بستگی دارد. پاکلوبوترازول در گیاهان منتقل شده به فضای سبز مدت زمان بیشتری فعال می ماند و همانند بیشتر ترکیبات گروه تریازول ها از ثبات شیمیایی بالایی برخوردار است و در گیاه با سرعت کمی کاتابولیسم می شود، همین مساله استفاده از آن را بر روی محصولات غذایی محدود می کند.
5-1-1- عوامل موثر در تاثیر کند کننده های رشد:
تاثیر کند کننده های شد به غلظت، روش مورد استفاده، زمان کاربرد، تعداد دفعات کاربرد، فرمول ماده مورد استفاده و ترکیب بستر کشت بستگی دارد(8-9). کاهش بیش از حد و نامناسب در رشد ممکن است در اثر کابرد برخی مقادیر کند کننده های رشد پیش آید. زمان کاربرد کند کننده های رشد به مرحله رشد و نوع گونه بستگی دارد.کاربرد زود هنگام کند کننده های رشد به علت آغاز طویل شدن ساقه ها و همچنین جذب بیشتر مواد شیمیایی از طریق برگ های جوان مناسب تر است. ترکیب و مقدار و تعداد دفعات کاربرد کند کننده های رشد به گونه گیاهی، روش کاربرد، مرحله نمو گیاه و شرایط آب و هوایی در زمان کاربرد بستگی دارد (10).
-1-1- روش های کاربرد کند کننده های رشد:
از عمومی ترین روش های کابرد کند کننده ها محلول پاشی اندام هوایی و افزودن آنها به بستر کشت است (8-11-12). محلول پاشی اندام هوایی بیشتر از روش دیگر استفاده می شود (8). این روش برای گیاهان کوچک و بزرگ ترجیح داده می شود،زیرا با مقدار معینی از محلول می توان تعداد بیشتر از این گیاهان را محلول پاشی کرد(11).روش جدید دیگر خیساندن بذرها در محلول کند کننده رشد می باشد که البته پیامدهایی همچون کاهش جوانه زنی و یا تاخیر در رشد نشاءها را در بر دارد (13).
7-1-1- کاربرد کند کننده های رشد:
این مواد به کاربر اجازه می دهند که اندازه گیاهان را برای بسیاری از استفاده های مختلف از پیش تعیین کند در واقع استفاده از این مواد در سیستم های تولید بسیاری از گیاهان مثل گیاهان گلدانی،درختان و درختچه های زینتی، درختان میوه و گیاهان یکساله باغچه ای ضروری شده است(13).
8-1-1- ترکیبات کند کننده رشد که بیوسنتز جیبرلین را متوقف نمی کنند:
مورفاکتین ها گروهی از ترکیبات کندکننده های رشد هستند که شامل فلورین، فلورین-9-کربوکسیلیک اسید و کلروفلورنول می باشد. نام این مواد به خاطر توانایی آنها در تاثیر بر مورفوژنز گیاهان انتخاب شده است (مواد فعال مورفولوژیکی ). به عنوان نقش کلی، مورفاکتین ها از رشد گیاه جلوگیری می کند، در حالی که جیبرلین ها اثر تحریک کننده بر رشد دارند. مطالعاتی وجود دارد که بیان می کند، مورفاکتینها بیوسنتز جیبرلین را متوقف نمی کنند، بلکه آنها به صورت آنتاگونیست های رقابتی عمل می کنند. اگر چه مورفاکتینها دامنه وسیعی از اثرات فیزیولوژیکی از خود نشان میدهند، اما در گیاهان، به طور غیراختصاصی عمل می کنند.
دی کگولاک گمان می رود که پاسخ اولیه این ترکیب با ممانعت از غلبه انتهایی جهت ظهور جوانههای جانبی است. سلول های تقسیم شونده به این ترکیب بسیار حساس هستند. در حالی که سلول های ثابت کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند. نحوه عمل دی کگولاک نشان داده است که مواد شبه جیبرلینی کاهش یافته در حالی که مواد شبه آبسیزیک اسید و اتیلن افزایش پیدا میکنند.
ترکیبات آزاد کننده اتیلن مثل اتفون فسفونیک اسید از آنجا که باعث کوتاهی و ضخیم شدن ساقه میگردد، احتمال می رود که یک بازدارنده رشد باشد.
مالئیک هیدرازید بازدارنده رشدی است که تقسیم سلولی را به وسیله مداخله در تولید اوراسیل متوقف میکند. مشتقات استامید، مانند مفلوئیدید و آمیدوکلر می باشد که امروزه، مکانیسم عمل هر دو ترکیب فوق ، ناشناخته است. سیمتاکارب نیز که دارای پتانسیل بازدارنده رشد چمن می باشد طرز عمل آن ناشناخته باقی مانده است. مشتقات اسید های چرب مانند الکل های چرب (با طول زنجیره 10-8 ) و متیلاسترها (با طول زنجیره 12-8) ارتفاع گیاه را از طریق مکانیسم نامعلومی کاهش می دهند. فرمولاسیون های اقتصادی مخلوط متیل استرهای اسیدهای چرب نیز انشعابات شاخه ای را افزایش داده، رشد شاخه ها را کم می کنند.
2-1- به کارگیری مواد رشد گیاهی در فرآیندهای فتوسنتزی و تقسیط مواد غذایی
1-2-1- جیبرلینها و فتوسنتز:
به خوبی مشخص شده است که جیبرلین توانایی تحریک رشد و نمو گیاه را دارد.در شاخساره رویشی برخی گیاهان بخصوص پهن برگ ها با محلول پاشی جیبرلین افزایش در فتوسنتزرا داریم که به علت افزایش مساحت سطح برگ و نیز تغییر میزان فعالیت آنزیم ریبولوز بی فسفات کربوکسیلاز-اکسیژناز است و همچنین افزایش تعرق را به علت باز شدن روزنه در برگها در محلول پاشی جیبرلین میبینیم. جیبرلین همچنن فعالیت آنزیم سیتوپلاسمی ساکارز فسفات سنتتاز که میزان ساکارز در برگ را تنظیم می کند را تحریک می کند و جیبرلین انباشته شدن فراورده های حاصل از فتوسنتز (بافت های منبع) را در بافت های آبکشی گیاهان تسریع می کند. استعمال جیبرلین از طریق ریشه مزایایی دارد که نخست مواد رشد گیاهی در ریشه تولید شده و به ساقه منتقل شده و در آنجا یک واکنش رخ داده است. دوم اینکه ممکن است این مواد در ریشه ها به مقدار بیشتری جذب شده و توزیع آن در گیاه بیشتر شود. سوم اینکه مواد رشد گیاهی بر روی ریشه براساس روش های عملی مثل کاستن شوک ناشی از نشاءکاری تعبیه میشود. طبق آزمایشی بر روی گیاه گوجه فرنگی در محیط هدروپونیک مشاهده شد که میزان فتوسنتز توسط یک سیستم گازی تبادل دی اکسید کربن به مقدار 40 تا 50 درصد بعد از تیمار جیبرلین افزایش یافت، اگر جیبرلین به طور مداوم در تماس با ریشه ها قرار می گرفت، ميزان فتوسنتز برای مدت 9 روز بعد از آزمایش بالا بود. قابل توجه این است که در غلظت های پایین تر درصد تحریک کنندگی توسط جیرلین شگفت آور بود. درغلظت 80 میکرو انیشتن در متر مربع در ثانیه افزایش در فتوسنتز تقریبا 90 درصد بود در حالی که در شرایط اشباع نوری، افزایش 40 درصد بیشتر از میزان شاهد بود(نمودار ب). استعمال ریشه ای جیبرلین بهتر از کاربرد برگی آن می باشد و نتایج یکنواخت تری را فراهم می آورد. به طور خلاصه می توان گفت که تغییرپذیری میزان رشد بوسيله جیرلین ممکن است به علت افزایش در سطح برگ، تحریک در میزان فتوسنتز یا تغيير در توزیع شدن مواد فتوسنتزی یا اثر مشارکتی باشد.
نگاره 2-1- اثرات سطوح متغیر نور بر روی میزان فتوسنتزدر گیاهان شاهد و تیمار شده با جیبرلین درگوجه فرنگی
2-2-1- سیتوکینین ها و فتوسنتز:
محلول پاشی برگی با کینتین سبب تحریک میزان فتوسنتز و با کاهش غلظت دی اکسید کربن در درون برگ ها به عنوان یکی از عوامل موثر در مقاومت روزنه ها است. همچنین استعمال برگی سیتوکینین میتواند نمو کلروپلاست و نیز رشد و نمو آمیلوپلاست ها را تحریک کند. سیتوکینین ها قادر به تغییر تجمع مواد و عدم تجمع مواد در آوندهای آبکش می باشد. استعمال سیتوکینین از طریق ریشه علاوه بر اثر تحریک کنندگی فتوسنتز، همچنین باعث کاهش مقاومت روزنه ها شده و بنابراین میزان دی اکسیدکربن بیشتری وارد برگ شده و میزان رشد به صورت خود به خود افزایش می یابد. تمام تیمار های کینتین میزان رشد نسبی، سطح کلی برگ و وزن خشک گیاه را افزایش می دهد. استعمال کینتین از طريق ریشه به منظور کاهش شوک نشاءکاری و توانای ارتقای راندمان را دارا می باشد.
3-2-1- اسیدآبسیزیک و فتوسنتز:
ABA نقش تنظیمکنندگی مهمی در مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی دارا میباشد و این ماده همچنین به عنوان عامل مسدود شدن روزنه ها در برخی گیاهان می شود. همچنین این ماده قابلیت تغییر در نفوذپذیری ریشهها نسبت به آب را نیز دارا میباشند. استعمال برگی اسیدآبسیزیک توانایی کاهش دامنه های فتوسنتزی و سطوح روبیسکو را دارد. همچنین دارای نقش پتانسیلی در تقسیم مواد فتوسنتزی و ریزش دانه دارد. استعمال ریشه ای آبسیزیک اسید باعث کاهش فتوسنتز و تعرق می شود. این واکنش در استعمال ریشهای بسیار کارآمدتر و کندتر از استعمال برگی صورت میگیرد.
4-2-1- اکسین و فتوسنتز:
اکسین (اسید ایندول -3- استیک) به صورت محلول پاشی برگی دارای اثر تحریک کنندگی بر روی فعالیت های فتوسنتزی در برخی گیاهان شده است. اکسین اثر نسبی بر روی فتوسنتز دارد که در برخی موارد استعمال برگی IAA به دلیل کاهش وزن خشک، قندهای محلول احیا شونده، پروتئین های محلول و کاهش نسبت کلروفیل a به b و میزان تثبیت دی اکسیدکربن سبب کاهش فتوسنتز میشود و در برخی موارد با تسریع گشودن روزنه ها و افزایش فعالیت آنزیم روبیسکو، ساکارز فسفات سنتتاز، تجمع مواد در آوندهای آبکش و انتقال مواد در آوندهای آبکش سبب افزایش فتوسنتز میشود.
5-2-1- اتیلن و فتوسنتز:
اتیلن دارای توانایی در تغییر اندازه روزنه ها، زاویه برگ، فعالیت کلروپلاست و فعالیت مقاصد فیزیولوژیک در برخی از بافت ها از قبیل مریستم انتهایی را دارا می باشد.اتیلن دارای اثر نسبی بر روی فتوسنتز است و افزایش یا کاهش فتوسنتز بر اثر تاثیر اتیلن بر روی باز و بسته شدن روزنه ها به طور نسبی می باشد. بیشتر محققین معتقدند که اتیلن اثر مستقیمی بر فتوسنتز ندارد.
3-1- گیاهشناسی گل ختمی زینتی
ختمی با نام علمی (Alcea rosea) از خانواده (Malvaceae) می باشد. موطن اصلی این گیاه سوریه است. اغلب به صورت گیاه دو ساله کشت می شود ولی گاهی می تواند سال ها در محل کشت باقی بماند. ارتفاع این گیاه در انواع پابلند 3-5/1 متر و در انواع پاکوتاه 80-70 سانتیمتر می باشد. شکل رویش بوته خشبی دائمی می باشد. به طور کلی دارای واریته های کم پر و پرپر ، پاکوتاه و پابلند است که در تزئینات بیشتر واریته های پرپر و نیمه پرپر کاشته می شوند (4).
1-3-1- ساقه :
غالبا متعدد ، افراشته و راست ، ضخیم ، دارای شیارهای نامنظم طولی ، بدون کرک یا در بخش پایینی تا زیر گل آذین دارای کرک های تنک ، معمولا ساده ، بدون انشعاب و منتهی به خوشه ای برگدار از گل و با پوشش کرکی از کرک های کوتاه ستاره ای.
2-3-1- برگ:
از قاعده و در نزدیک دمبرگ منشعب به صورت تقسیمات پنجه ای ، بین رست ها و پایین های ساقه دارای دمبرگ بلند ، پهنک دارای 7 تقسیم یا بخش به طول 10-7 سانتیمتر ، با نوک کند ، سرنیزه ای یا پهن دراز یا خطی پهن ، در حاشیه دارای دندانه های بزرگ نامنظم ، سینوسی یا کنگره ای دندانه دار، با لایه هایی و در بخش گلدار بسیار کوچکتر از بقیه، با تقسیمات عمیق ، غالبا با 5 تقسیم ، با قطعاتی خطی – پهن دراز ، با دندانه های نامنظم و تماما پوشیده از پرز کرک یا کرک های ستارهای.
3-3-1- گل:
بزرگ ، سفید ، قرمز ، زرد ، قهوه ای ، ارغوانی یا بنفش ، مجتمع در گل آذین برگدار بلندو در پایین پانیکولی، پوشیده از کرک های کوتاه ای ستاره ای شکل ، دمگل کوتاه تر از کاسه ، غالبا برگشته ، کاسه دارای لبه سرنیزه ای و به تدریج تا انتها باریک شده ، نامنظم ، پوشیده از کرک ستاره ای ، با سطح تقریبا زبر ، گلبرگ ها در لبه فرورفته و چال ، واژ تخم مرغی وسیع ، 3-2 بار بلندتر از کاسه ، با ناخنک زرد، برچهها در سطح پشتی دارای کرک های ساده و در رو پوشیده از کرک هائی با 6-3 انشعاب ، دانهها دارای سطحی منقوط
4-3-1- پراکنش جغرافیایی :
شمال غربی : تپه های رسی نزدیک ارومیه ، غرب : خرم آباد ، ارتفاعات دالاهو ، دورود در لرستان ، بیشه نزدیک خرم آباد. (1)
5-3-1- اکولوژی :
این گیاه زینتی در خاک های رسی و غنی رشد و نمو خوبی می نماید. مکان های گرم و آفتابگیر و محافظت شده را ترجیح می دهد. در خاک های مرطوب به آسانی یخ می زند. برای محافظت گیاه از سرمای خشک بهتر است آن ها را در فصل سرما و زمستان توسط سرشاخه پوشانید تا از یخ زدگی آن جلوگیری شود .
6-3-1- افزایش :
نحوه ازدیاد این گیاه همانند نباتات دوساله می باشد. بذور در خزانه کاشته می شوند که فاصله بذور از هم در خزانه 30-25 سانتیمتر مناسب می باشد. بذر ختمی را در اوایل خرداد در روی کوش یا پلات باند کشت می نمایند. سپس موقعی که بوته ها چهار برگه شدند آن ها را به خزانه دوم منتقل کرده و به حال خود میگذارند. این بوته ها را اواخر مرداد ماه یا اوایل پاییز به محل اصلی منتقل می نمایند. گاهی نشاءکاری ممکن است در اوایل شهریور در زمین اصلی صورت گیرد. فاصله کاشت در بستر اصلی از هم 100-80 سانتیمتر مناسب است. آنچه که مسلم است اگر چنانکه نشاءها در پائیز به بستر اصلی منتقل گردند بهتر خواهد بود زیرا در این صورت نباتات در تابستان سال بعد گل خواهند داد. (4-5)
7-3-1- کاربرد :
گل ختمی را به صورت گروه مجزا روی چمن یا در قسمت عقب پلات باندها یا برای پوشش دیواره و محوطه به کار می برند.
8-3-1- آفات و بیماری ها :
پیچیدگی برگها، علت آن خشکی هوا میباشد و بایستی سطح برگها را در بهار و تابستان اسپری نمود.
آفتها ، شته و عنکبوت قرمز از آفات آن است. بایستی با سموم مالاتیون 5/2 در هزار و یا دیازینون یک در هزار سمپاشی نمود.(2)
4-1- گیاهشناسی گل آفتابگردان زینتی:
آفتاب گردان با نام علمی (Helianthus annuus) و از خانواده (Asteraceae) می باشد. این گیاه بومی آمریکا است. دارای تعداد زیادی گونه های یکساله و چندساله است. گونه H.annuus از گیاهان یکساله بوده ، دارای ساقه قوی راست و ساده که ارتفاع تا 2 متر می رسد ولی در ارقام کوتاه قد معمولا از 50 سانتیمتر تجاوز نمی کند این گونه دارای ارقام زیادی است که از بین آنها "Primrose" با 200 سانتیمتر ارتفاع و گل های ساده و کلاپرک زرد گوگردی "Negre dor" با ارتفاع 180 سانتیمتر و گل های میانی تیره Nanus Plenums به ارتفاع 90 سانتیمتر و گل های پرپر با کلاپرک زرد طلائی را میتوان نام برد. نوعی از گل آفتاب گردان نیز پرورش داده شده است که گل های آن به رنگ قرمز و شباهت زیادی به گل رعنا زیبا دارد با نام تجاری H.a.sunbrust Mixed (4).
1-4-1- ساقه:
ساقه آفتابگردان ستبر، مقطع آن گرد و قطر آن از 1 تا 10 سانتیمتر متفاوت است. ساقه آفتابگردان بدون شاخه است، ساقه پوشیده از کرکهای خشن است که انتهای آن معمولاً به یک طبق ختم می شود. داخل پوسته چوبی ساقه را مغز خشک و سفید رنگی پر کرده است که به مرور زمان پوک می شود . طول ساقه آفتابگردان از 50 تا بیش از 500 سانتیمتر تغییر میکند. ساقه در آفتابگردان معمولاً به یک گل مرکب ختم می شود که طبق نامیده میشود . ارقامی از آفتابگردان مطلوب هستند که تک ساقه بوده و دارای یک طبق باشند.
2-4-1- برگ:
با سبز کردن گیاهچه ، کوتیلدون ها از هم باز شده و نخستین برگهای واقعی در انتهای ساقه قابل مشاهده می گردند . برگها به صورت یک در میان و متقابل ظاهر می گردند و معمولاً پس از 5 جفت برگ متقابل، حالت مار پیچی از برگهای متناوب ایجاد می شود. برگها بزرگ به شکل قلب و اغلب سنگین هستند و دارای دمبرگ بلندی می باشند . رنگ آنها معمولاً سبز تیره است . هر بوته در حدود 20 تا 40 برگ دارد و تعداد آنها یک ویژگی مربوط به واریته است. اندازه برگها در پای بوته بزرگتر و در بالا کوچکترند و بدین ترتیب آرایش برگ در آن به نحو خوبی تنظیم شده ، بطوریکه سایه افکنی برگهای بالای بوته به برگهای پایین کمتر است . برگهای آفتابگردان دارای خاصیت خورشیدگرایی می باشند . بطوریکه ، همراه با تغییر زاویه تابش خورشید ، برگها نیز ، زاویه جذبی خود را تغییر می دهند و بدین ترتیب بیشترین مقدار نور خورشید را جذب می نمایند . خورشیدگرایی باعث افزایش عملکرد به میزان 9 درصد می شود.
3-4-1- ریشه:
آفتابگردان دارای سه نوع ریشه است: اول ؛ ریشه اصلی که تا 4/2 متر در عمق زمین فرو می رود. این ریشه در حدود 70-50درصد بیوماس کل سیستم ریشه گیاه را شامل می شود. دوم ؛ ریشه های فرعی که تا 25سانتیمتری خاک پراکنده شده ومهمترین قسمت ریشه را تشکیل می دهد. سوم؛ ریشه های سطحی که نزدیک به سطح خاک پراکنده می شوند و در شرایطی که سطح خاک خیلی خشک نباشد بوته آفتابگردان می تواند به وسیله این ریشه ها از کودهایی که بطور سرک به آفتابگردان داده می شود استفاده نماید . لازم به توضیح است که در صورت وجود لایه نفوذ ناپذیر، ریشه قادر به نفوذ به عمق بیشتری نخواهد بود.
4-4-1- افزایش :
بذر گل آفتاب گردان را در اردیبهشت ماه در محل اصلی ، حفره هایی به فاصله 70-40 سانتیمتر در زمین ایجاد کرده و در هر یک ، چند بذر قرار می دهند که پس از سبز شدن آن ها را تنک می کنند به طوری که فقط یک بوته در هر نقطه باقی بماند. گیاهان را نیز می توان در اوایل خرداد ماه نشاء کرد. یا بذر را در ماه فروردین در خزانه رو به آفتاب کاشته ، پس از سبز شدن موقعی که بوته ها 6 برگ شدند آن ها را در بستر اصلی می کارند (4-5).
5-4-1- اکولوژی :
گل آفتاب گردان خاک های خوب باغچه و غنی و نقاط گرم و آفتاب گیر را می پسندد و خاک های سرد و مرطوب را تحمل نمی کنند. قبل از به گل رفتن به گیاه باید کود دامی پوسیده یا کود شیمیایی داده شود. لازم است در ارقام پابلند از قیم استفاده شود (2).
6-4-1- کاربرد :
گل آفتاب گردان را به صورت بوته های منفرد یا گروه های کوچک در حاشیه باغچه ها در پلات باندهائی با گل های بزرگ به صورت مخلوط یا تنهایی ، همچنین مانند پرچین های پایا ، در طول دیوار یا برای تقسیم بندی زمین های نسبتا بزرگ استفاده می کنند. ضمنا به صورت گل بریده برای گلدان های بزرگ داخل ویترین ها و سالن نمایشگاه ها به کار می رود.
7-4-1- آفات و بیماری ها :
سفیدک داخلی یکی از بیماری های مهم و خطرناک آفتاب گردان در تمام نقاط مرطوب دنیاست که با کاشت بذرهای مقاوم ، کندن و سوزاندن بوته ها و بقایای آلوده و آیش توصیه می شود.
زنگ آفتاب گردان که یک بیماری قارچی است که مبارزه شیمیایی با این بیماری چندان موثر نیست ولی تا حدودی از پیشرفت و خسارت بیشتر جلوگیری می کند.
از آفات مهم آن می توان کرم مفتولی ، کارادرنیا و لارو شب پره زمستانی را نام برد (6).
فصل دوم
2- مروری بر پژوهش های پیشین
تفضلی و بیل گزارش دادند که پکلوبوترازول به طور معنی داری مقاومت به سرما را در درختان کیوی افزایش میدهد و باعث تغییر در متابولیسم کربوهیدرات ها و اسیدآبسیزیک داخلی می گردد. همچنین پکلوبوترازول با کاهش یخ زدگی نشاءهای گوجه فرنگی و ذرت، عملکرد را به طور معنی داری بالا می برد و نیز سرما زدگی در میوه فلفل و نشاء خیار را به تاخیر می اندازد. در یک رقم حساس به سرما ذرت تیمار شده با پکلوبوترازول مقاومت به دمای پایین افزایش یافت که این مقاومت با تغییر در آنزیم آنتی اکسیدان و افزایش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پروکسیداز مرتبط بود(17).
حاجی هاشمی و همکاران نیز در آزمایش خود تاثیر پکلوبوترازول بر تحمل شوری در گندم را بررس کردند که پکلوبوترازول از تجمع زیاد یون سدیم در بافت های گیاه جلوگیری کرده و مقادیر یون پتاسیم را افزایش می دهد.همچنین پکلوبوترازول قادر به حفاظت نشاءهای گندم و ذرت از صدمه در اثر دمای بالا میباشد، نشاءهای گندم که با پکلوبوترازول تیمار شدند سطوح آنزیم های آنتی اکسیدان بیشتری دارند و در شرایط وقوع تنش گرما نیز به مقدار آنها افزوده می شود.پکلوبوترازول از گیاهان در برابر سایر تنش های محیطی نیز محافظت می کند که جلوگیری از صدمه ناشی از دی اکسید گوگرد در لوبیا و افزایش مقاومت نشاءهای سویا به اشعه ماوراءبنفش است(18).
سناراتنا و همکاران نیز با آزمایش خود نشان دادند ریز نمونه های هیپوکوتیل که از بذور شمعدانی تیمار شده با پکلوبوترازول، تولید شده و در محیط کشت درون شیشه قرار گرفتند پس از اینکه در معرض حرارت 56 درجه سانتیگراد قرار گرفتند، تعداد جنین بدنی بیشتری نسبت به گیاهان شاهد که با پکلوبوترازول تیمار نشده بودند، تولید کرده و مقاومت بیشتری به دمای بالا نشان دادند.همچنین کاربرد پکلوبوترازول در گل پریوش سبب افزایش میزان فتوسنتز وهمچنین افزایش ماده آلکالوئیدی آجمالیسین که از ریشه گیاه استخراج می شود، گردید. از این رو پکلوبوترازول سبب افزایش تولید مواد موثره در گیاهان داروئی می گردد(19).
همچنین افزایش پکلوبوترازول به محیط کشت، ضمن جلوگیری از هدر رفت آب محیط کشت سبب افزایش زنده مانی ریز نمونه های آلو در شیشه شد. همچنین این ماده پژمردگی گیاهان انگور، داوودی و چقندر قند که از طریق کشت بافت تشکل شده اند را کاهش داد (15).
دنیک و کیور با آزمایش خود نشان دادند که در گونه ای از گیاه لاله کاربرد پکلوبوترازول در بستر کشت باعث کاهش طول ساقه گردید و در تولید گل مینای گلدانی نیز که طویل شدن گیاه از مشکلات موجود می باشد پاشش این هورمون باعث پاکوتاهی گیاه گردید (12).
بیلی و میلر روی گونه ای از گیاه سوسن نیز که به صورت گیاه گلدانی و یا شاخه بریده استفاده می شود و معمولا دارای ارتفاع بلند می باشد که مورد پسند نیست، نشان دادند که کاربرد پکلوبوترازول در بستر کشت سبب کاهش طول ساقه شد و نیز در گیاه گلدار نخود بیابانی نیز نشان دادند که با محلول پاشی پکلوبوترازول بر اندام هوایی باعث جلوگیری از رشد بیش از حد و طویل شدن ساقه گردیده و گیاهی متراکم بدست آمد (20).
کرامر و بریجن با آزمایش خود روی درختچه زینتی موساندا که بومی نواحی گرمسیر فیلیپین و دارای کاسبرگ های رنگی و گلهای خوشبو می باشند نشان دادند که پاشش پکلوبوترازول بر اندام هوایی آن در بستر کشت، باعث متراکم شدن و قابلیت کاربرد آن به عنوان یک گیاه گلدانی مناسب افزایش می یابد (9).
پکلوبوترازول برای کنترل رشد فرفیون ها و داوودی و نیز به منظور کنترل اندازه ارتفاع گیاهان پوششی و نیز برای تحریک متراکم شدن و حفظ کیفیت قبل از فروش و هم چنین تسریع عمر نگهداری بالاتر در آهار و شمعدانی به کار می رود.
فصل سوم
3- مواد و روشها
هدف اجرائی پروژه:
از آنجا که آفتابگردان و ختمی از جمله گل های پابلند دنیا می باشند و دارای کاربردهای زیادی بخصوص در فضای سبز دارند و نظر به این که تیمار های مختلف بر خصوصیات مختلف این گیاه تاثیر گذارده اند .آزمایشی جهت تاثیر روشهای مختلف کاربرد پکلوبوترازول بر رشد و گلدهی ختمی (Althaea Rosea) و آفتابگردان (Helianthus annuus L.)انجام شد.
2-3- مشخصات پروژه و مراحل اجرای طرح:
این پروژه درفضای آزاد دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه خلیج فارس بوشهر بمدت 5 ماه از 26 مهرماه 87 تا 23 بهمن ماه 87 در قالب طرح بلوک کاملا تصادفی انجام شد. مواد و لوازم مورد نیاز برای انجام این پروژه شامل بذر گل های ختمی و آفتابگردان، زمین جهت کشت و کند کننده رشد پکلوبوترازول بود.
-3- مواد و روش ها:
این طرح با 5 تیمار و 3 تکرار انجام گرفت.که تیمارها با دو روش محلول پاشي برگي و خيساندن بذر و با غلظت های متفاوت مورد استفاده قرار گرفت.تیمارهایی با غلظتهای 1/0 و 2/0 میلی گرم در لیتردر روش محلول پاشی برگ بمدت 4 هفته و تیمارهایی با غلظت های 2 و 4 میلی گرم در لیتر در روش خیساندن بذر به مدت 2 ساعت روی شیکر به کار برده شد. صفات مورد بررسی شامل طول ریشه، طول ساقه، وزن کل تر، وزن کل خشک، تعداد برگ ، سطح برگ، وزن مخصوص تر برگ ، وزن مخصوص خشک برگ ، کلروفیل و قطر ساقه و قطر گل بود.تجزیه آماری با نرم افزار MSTAT–C و مقایسه میانگین ها با آزمون LSD در سطح 5% انجام شد.
تیمارهای مورد استفاده عبارتند از:
|
غلظت پکلوبوترازول |
تیمار |
|
شاهد |
1 |
|
2 میلی گرم در لیتر)خیساندن بذر) |
2 |
|
4 میلی گرم در لیتر)خیساندن بذر) |
3 |
|
1/0 میلی گرم در لیتر(محلول پاشی) |
5 |
|
2/0 میلی گرم در لیتر(محلول پاشی) |
6 |
فصل چهارم
4- نتایج و بحث
در این پروژه طول ریشه، طول ساقه، وزن کل تر، وزن کل خشک، تعداد برگ، سطح برگ، کلروفیل، قطرساقه و قطر گل ،وزن مخصوص تر برگ و وزن مخصوص خشک برگ مورد بررسی قرار گرفت که نتایج زیر بدست آمد:
جدول 1- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل آفتابگردان با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی طول ریشه، طول ساقه، وزن کل تر
|
نوع گل
|
روش کاربرد |
تیمار
)mg/L( |
طول ریشه
)Cm( |
طول ساقه
)Cm( |
وزن کل تر
(g) |
|
آفتابگردان
|
خیساندن بذر |
شاهد |
15.50 a |
210.1 a |
520 a |
|
2 |
12.50 a |
101.3 c |
206.7 b |
|
4 |
11.73 a |
156 b |
170 c |
|
محلول پاشی |
0.1 |
12.50 a |
78.67d |
170 c |
|
0.2 |
11.73 a |
70.33d |
93.33 d |
با توجه به جدول روندی کاهشی در وزن کل تر مشاهده گردید و بالاترین غلظتPbz بیشترین کاهش وزن کل تر را نشان داد. طول ساقه روندی چون وزن تر کل را نشان داد و میزان کاهش در روش محلول پاشی نسبت به روش خیساندن بذر بیشتر بود. در مورد طول ریشه تغییرات معنی دار نبودولی همانطور که انتظار می رفت روندی کاهشی با کاربرد پکلوبوترازول در هر دو روش نسبت به شاهد مشاهده می گردد.
جدول 2- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل آفتابگردان با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی وزن كل خشك، تعداد برگ ، سطح برگ و وزن مخصوص تر برگ:
|
نوع گل
|
روش کاربرد |
تیمار
(mg/L) |
وزن کل خشک
(g) |
تعداد برگ |
سطح برگ
(cm) |
وزن مخصوص تر برگ(g) |
|
آفتابگردان
|
خیساندن بذر |
شاهد |
174.9 a |
28 a |
1.703 a |
2.667 a |
|
2 |
76.2 b |
19 b |
1.56 a |
2.867 a |
|
4 |
78.35 b |
24 ab |
1.423 a |
2.467 a |
|
محلول پاشی |
0.1 |
40.18 c |
22.67 ab |
1.413 a |
0.2267 a |
|
0.2 |
27.75 d |
17 b |
1.68 a |
0.1733 a |
(ستون هایی که دارای حروف مشترک هستند از نظر آماری در سطح 5% آزمون LSD تفاوت معنی داری ندارد.)
مقایسه روش های مختلف کاربرد پکلوبوترازول نشان داد که تعداد برگ و وزن کل خشک تحت تاثیر پکلوبوترازول قرار گرفته است و از بین تیمارها کاربرد0.2 میلی گرم در لیتر پکلوبوترازول به روش محلول پاشی باعث بیشترین کاهش در وزن کل خشک شده است. روند کاهش با افزایش غلظت در هر دو روش کاربرد بر وزن مخصوص تر و سطح برگ مشاهده گردید ولی از نظر آماری معنی دار نبود.
جدول 3- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل آفتابگردان با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی كلروفيل، قطر ساقه، قطر گل و وزن مخصوص برگ خشك:
|
نوع گل |
روش کاربرد |
تیمار
(mg/L) |
کلروفیل |
قطر ساقه
(cm) |
قطر گل
(cm) |
وزن مخصوص خشک برگ
(g) |
|
آفتا بگردان |
خیساندن بذر |
شاهد |
31.70 a |
2.167 a |
6.6 a |
0.3267 a |
|
2 |
35.97 a |
2 a |
4.967b |
0.093 a |
|
4 |
35.17 a |
2.60 a |
4.33 b |
0.086 a |
|
محلول پاشی |
0.1 |
34.07 a |
0.8 a |
4.36 b |
0.3267 a |
|
0.2 |
31.97 a |
1.16a |
4.70 b |
0.08 a |
(ستون هایی که دارای حروف مشترک هستند از نظر آماری در سطح 5% آزمون LSD تفاوت معنی داری ندارد.)
بررسی میزان کلروفیل و وزن مخصوص خشک برگ و قطر ساقه تغییرات معنی داری را نشان نداد، همچنین قطر گل در هر دو روش و در هر دو غلظت اختلاف معنی داری با شاهد نشان داد.
جدول 4- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل ختمي با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی طول ریشه، طول ساقه، وزن کل تر:
|
نوع گل |
روش کاربرد |
تیمار
(mg/L) |
طول ریشه
(Cm( |
طول ساقه
(cm) |
وزن کل تر
(g) |
|
ختمي |
خیساندن بذر |
شاهد |
32.3a |
286.7 a |
285.5a |
|
2 |
32 a |
251.7 a |
377 b |
|
4 |
29.67a |
102c |
216.7 d |
|
محلول پاشی |
0.1 |
26.67 a |
153 b |
243.3c |
|
0.2 |
19.33 b |
85.33 d |
75 e |
ستون هایی که دارای حروف مشترک هستند از نظر آماری در سطح 5% آزمون LSD تفاوت معنی داری ندارد.)
خیساندن بذر تاثیر معنی داری بر طول ریشه نداشت و بالاتری غلظت Pbz در روش محلول پاشی کمترین طول ریشه را به دنبال داشت کاربرد Pbzباعث کاهش طول ریشه و قطور شدن آن می گردد. طول ساقه نیز به شدت تحت تاثیر پکلوبوترازول قرار گرفت در روش محلول پاشی و خیساندن میزان پاکوتاهی متفاوت بود و تفاوت های نشان داده شده معنی دار بودند که بیشترین پاکوتاهی در روش محلول پاشی مشاهده گردید. وزن تر کل نیز تحت تاثیرPbz قرار گرفت و حتی روش کاربرد نیز بر میزان آن تاثیر گذار بود. بیشترین میزان وزن تر در نمونه شاهد مشاهده گردید و کمترین آن در غلظت 4میلی گرم در لیتر پکلوبوترازول در روش محلول پاشی مشاهده گردید.
جدول 5- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل ختمي با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی كلروفيل، قطر ساقه، قطر گل و وزن مخصوص برگ خشك :
|
نوع گل |
روش کاربرد |
تیمار
(mg/L) |
کلروفیل |
قطر ساقه
(cm) |
قطر گل
(cm) |
وزن مخصوص خشک برگ (g) |
|
ختمي |
خیساندن بذر |
شاهد |
31.93 a |
2.80a |
1.76a |
0.1167 a |
|
2 |
33.50a |
2.46a |
1.70a |
0.1467 a |
|
4 |
32.13a |
2.30a |
1.7a |
0.133 a |
|
محلول پاشی |
0.1 |
35.07 a |
2.46a |
1.8a |
0.12 a |
|
0.2 |
41.70a |
1.26a |
2.03a |
0.13a |
(ستون هایی که دارای حروف مشترک هستند از نظر آماری در سطح 5% آزمون LSD تفاوت معنی داری ندارد.)
بررسی میزان کلروفیل و قطر ساقه و قطر گل و وزن مخصوص خشک برگ از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان نداد.
جدول 6- مقايسه اثر غلظت های مختلف پکلوبوترازول در گل ختمي با روش خیساندن بذر و محلول پاشي بر روی وزن كل خشك، تعداد برگ ، سطح برگ و وزن مخصوص تر برگ:
|
نوع گل |
روش کاربرد |
تیمار
)mg/L( |
وزن کل خشک
(g) |
تعداد برگ |
سطح برگ
(cm) |
وزن مخصوص تر برگ (g) |
|
ختمي |
خیساندن بذر |
شاهد |
163.6 b |
104.7 a |
108.3 b |
3.70 b |
|
2 |
232.1 a |
72 b |
89.67 c |
4 b |
|
4 |
52.46 d |
42.33 c |
117.3 b |
5.133 a |
|
محلول پاشی |
0.1 |
76.38 c |
38 c |
133.7 a |
0.3933 b |
|
0.2 |
28.82 e |
13 d |
74.67 c |
0.42 b |
(ستون هایی که دارای حروف مشترک هستند از نظر آماری در سطح 5% آزمون LSD تفاوت معنی داری ندارد.)
وزن مخصوص تر برگ همانطور که در جدول ملاحظه می فرمایید در بالاترین غلظت های پکلوبوترازول در هر دو روش کاربرد Pbz بالاترین است و این نشان دهنده تاثیر پکلوبوترازول در افزایش قطر برگ می باشد. کاهش سطح برگ نیز در هر دو روش اعمال شده مشاهده می گردد ولی بیشترین تاثیر در کاهش سطح برگ را بالاترین غلظت روش محلول پاشی داشت با اینکه نتایج متغییر بود. تعداد برگ نز تحت تاثیر پکلوبوترازول قرار گرفت و کاهش داشت .بین دو روش باز هم روش محلول پاشی بیشترین کاهش را در پی داشت. وزن کل خشک نیز تغییر نشان داد و همانطوری که در جدول ملاحظه می فرمایید بیشترین کاهش را غلظت 0.2 میلی گرم در لیتر پکلوبوترازول داشت.
نتیجه گیری کلی
بررسی نتایج نشان داد روش محلول پاشی نسبت به روش خیساندن بذر در هر دو گیاه در مهمترین هدف ما یعنی پاکوتاهی موثرتر بود و در بیشتر موارد اندازه گیری کمترین عدد را داشت (تیمار 0.4 میلی گرم در لیتر Pbz). در روش خیساندن ما مشکل دیر سبز شدن و دیر گلدهی را داشتیم که می تواند در مزرعه مشکل سازباشد و روش محلول پاشی توصیه میگردد.
پيشنهادات
* بررسی تاثیر سایر تنظیم کننده های رشد و مقایسه آن با پکلوبوترازول
* استفاده از غلظت های مختلف این تنظیم کننده ها و بررسی تاثیر آنها
* با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه گیاهان تنش های متعددی را از جمله تنش های شوری و خشکی و گرما را که در طول زندگی تجربه می کنند توصیه می شود که تاثیر کندکننده های رشد بر این تنشهای غیرزنده مورد بررسی قرار گیرد.